تبلیغات
اطلاعات عمومی - فلسفه فراماسونری
یکشنبه 2 اسفند 1388

فلسفه فراماسونری

   نوشته شده توسط: م. نجفی    

از اینكه دیر آپدیت كردم عذر می خوام .

با یك مطلب جدید خدمتتون اومدم كه از سایت موعود بدست آوردم.

تاكنون دریافتیم كه خاستگاه فراماسونری اصول اعتقادی الحادی است. مفاهیم و علائم پنهان آن، این موضوع را مورد تأیید قرار می‌دهند. به همین سبب اصول آن با مذاهب توحیدی در تعارض است. «مایكل هاوارد»، مورخ آمریكایی در نوشته محرمانه‌ای كه مخصوص ماسون‌های عالی‌رتبه است می‌نویسد:
چرا مسیحیت منتقد فراماسونری است؟ پاسخ این سؤال در «رموز» فراماسونری نهفته است. اگر این رموز در دسترس عموم قرار گیرد برای كسانی كه از فلسفة آن مطلع نیستند قابل درك نخواهد بود. در حقیقت احتمال اینكه بسیاری از اعضای لژها نیز معنای رموز را درك كنند، پایین است. در محفل درونی فراماسونری، درمیان كسانی كه به درجات بالای سازمان رسیده‌اند، ماسون‌هایی وجود دارند كه خود را وارثان سنت كهن و متعلق به دوران پیش از میلاد می‌دانند كه از اعصار پیشین به تواتر به آنها منتقل شده است.1
ماسون‌های عالی‌رتبه دانش خاص خود را از سایر اعضا مخفی نگه می‌دارند. ماسون اعظم، «نكدت اجران» در این باره می‌نویسد:
بعضی ماسون‌ها گمان می‌كنند فراماسونری نوعی سازمان نیمه‌مذهبی ـ نیمه‌خیریه است كه در آن می‌توانند ارتباطات اجتماعی پسندیده داشته باشند و لذت ببرند. عده‌ای دیگر فكر می‌كنند هدف فراماسونری این است كه انسان‌های خوب را خوب‌تر كند. باز عده‌ای گمان می‌كنند فراماسونری محل شخصیت‌سازی است. به طور خلاصه كسانی كه با نحوه خواندن و نوشتن زبان خاص ما آشنا نیستند، معنای نمادها و تماثیل را به این شكل درك می‌كنند.
فراماسونری و اهداف آن برای آن عده اندكی از ماسون‌ها كه قادرند عمیقاً در آن وارد شوند كاملاً متفاوت است. فراماسونری یعنی دانش فاش شده، آغاز و تولد دوباره؛ یعنی واگذاردن راه و رسم زندگی كهنه و ورود به یك زندگی جدید باشكوه‌تر و اصیل‌تر ... در پس رمزگرایی ساده و ابتدایی فراماسونری، دسته‌ای مكاشفات قرار دارند كه به ما كمك می‌كنند به زندگی روحانی و عالی دست یابیم و به رموز هستی خود پی ببریم. بنابراین در این زندگی روحانی، دستیابی به روشنگری ماسونی امكان‌پذیر می‌شود. تنها در این صورت است كه می‌توان به طبیعت و شرایط رشد و تكامل در آن پی برد.2
به تأكید این عبارات برخلاف آنچه ماسون‌های پایین رتبه گمان می‌كنند و فراماسونری را سازمانی اجتماعی و مرتبط با امور خیریه می‌پندارند، حقیقت به گونه دیگری است. بر مبنای نوشته «پایك»، فراماسونری یعنی كشف رموز هستی بشر. به عبارت دیگر چهرة صوری فراماسونری در لباس مبدل یك سازمان اجتماعی و خیریه و برای پنهان ساختن فلسفة این سازمان ظاهر می‌شود. در حقیقت هدف آن تحمیل نظام‌مند فلسفة خاص خود بر اعضا و همچنین جامعه است.

ماده‌انگاری در منابع ماسونی
الف) باور به ماهیت مطلق ماده: ماسون‌های امروز همچون نیاكان خویش به جاودانگی ماده و غیرمخلوق بودن آن و اینكه موجودات زنده برحسب تصادف از ماده بی‌جان به وجود آمده‌اند، ایمان دارند. در نوشته‌های ماسونی می‌توانیم دلایل تفصیلی بنیادهای فلسفی ماده‌گرا را بیابیم. «سلامی ایشینداغ» در كتاب خود با عنوان الهاماتی از فراماسونری می‌نویسد:
كل فضا، اتمسفر، ستارگان، همة موجودات زنده و غیرزنده از اتم ساخته شده‌اند. بشر جز اجتماعِ اتفاقیِ اتم‌ها نیست. موازنة جریان الكتریسیته میان اتم‌ها، بقای موجودات زنده را تضمین می‌كند. با از میان رفتن این توازن می‌میریم، به خاك بازمی‌گردیم و به اتم‌ها تبدیل می‌شویم. یعنی ما همه از ماده و انرژی ساخته شده‌ایم و به ماده و انرژی بازمی‌گردیم. گیاهان از اتم‌های ما استفاده می‌كنند و همة موجودات، از جمله ما انسان‌ها از گیاهان استفاده می‌كنیم. همه چیز یك ماهیت دارد، اما چون مغز ما از سایر موجودات تكامل یافته‌تر است، صاحب هوشیاری و شعور است. اگر به نتیجه روان‌شناسی تجربی نظر كنیم درمی‌یابیم آزمایش سه‌گانه احساسات، ذهن و قوة اراده نتیجة كاركرد متوازن سلول‌های قشایی مغز و هورمون‌هاست.
... علم اثبات‌گرا پذیرفته است كه هیچ چیز از هیچ به وجود نیامده و هیچ چیز نابود نمی‌شود. در نتیجه می‌توان گفت نیازی نیست بشر نسبت به هیچ نوع قدرتی احساس قدرشناسی و تعهد كند. جهان مجموعة انرژی است كه نه آغازی دارد و نه پایانی. در این مجموعه همه چیز متولد می‌شود، نمو می‌كند و می‌میرد، اما مجموعه هیچ‌گاه نابود نمی‌شود. تنها اشیا تغییر می‌كنند و تبدیل می‌شوند. حقیقتاً چیزی به نام مرگ و زوال وجود ندارد؛ فقط تغییر و تبدیل دائمی حاكم است. نمی‌توان چنین سؤال بزرگ  و راز جهانی را به كمك قوانین علمی تشریح كرد. توضیحات غیرعلمی نیز چیزی جز توصیفات خیالی، تعصبات و عقاید باطل نیستند. بر مبنای منطق و علم اثبات‌گرا، صرف‌نظر از جسم مادی، روحی وجود ندارد.3
نظریات بالا را می‌توانید در كتب متفكران ماده‌گرایی چون ماركس، اِنگلس، لنین، پولیتزر، ساگان و مانِد بیابید.
در جواب ادعای ایشینداغ باید گفت همة این نظریات به كمك كشف‌های علمی صورت گرفته در نیمة دوم قرن بیستم باطل شدند. به عنوان نمونه «نظریة انفجار بزرگ» كه در محافل علمی به اثبات رسیده نشان می‌دهد جهان میلیون‌ها سال قبل از عدم به وجود آمد. براساس «قوانین ترمودینامیك» ماده قابلیت سازماندهی خود را ندارد و نظم و توازن موجود در عالم برآیند یك آفرینش هوشیار و هوشمند  است. علم زیست‌شناسی با نشان دادن نمونه‌های شگفت‌آور از موجودات زنده، وجود خالقی كه همه را خلق نموده اثبات می‌كند.
ایشینداغ چنین ادامه می‌دهد:
می‌خواهم بعضی اصول و حقایق مورد تأیید فراماسون‌ها را به اختصار بیان كنم: براساس اصول ما حیات از یك سلول آغاز می‌شود و در نتیجه تغییر شكل و نمو سلول انسان به وجود می‌آید. ماهیت و هدف این وجود را نمی‌توان درك كرد. زندگی از آمیزش ماده و انرژی آغاز می‌شود و به آن خاتمه می‌یابد. اگر معمار بزرگ كائنات را به عنوان حقیقتی والا، افق بی‌پایان خوبی و زیبایی، اوج تكامل و عالی‌ترین مقام و كمال مطلوب انسان بپذیریم و اگر آن را مجسم نكنیم، شاید خود را از تعصب درامان نگه داشته باشیم.4
ایشینداغ ادامه می‌دهد:
ماسونی كه تحت تعلیم این اصول و عقاید قرار گرفته وظیفه دارد مردم را تربیت كند ... و به نیابت از مردم و حتی بدون تمایل آنها كار خود را انجام دهد.5

ب) انكار روح و جهان آخرت: ماسون‌ها در نتیجة عقاید ماتریالیستی خود، وجود روح و جهان آخرت را به شدت انكار می‌كنند. با این حال گاهی در نوشته‌هایشان به واژگان و اصطلاحات معنوی همچون مرده‌ای كه «به ابدیت سپرده شد» برمی‌خوریم كه ممكن است متناقض به نظر برسد، ولی در واقع چنین نیست. چون این‌گونه اشارات به جاودانگی روح همه نمادین هستند. «میمار سنیان» این موضوع را در مقاله‌ای با عنوان «عالم پس از مرگ در فراماسونری» چنین بیان می‌كند:
ماسون‌ها رستاخیز پس از مرگ را در افسانة استاد حیرام به صورت نمادین می‌پذیرند. این رستاخیز نشان می‌دهد حقیقت همیشه بر تاریكی و مرگ غلبه دارد. فراماسونری به مسئلة روح اهمیتی نمی‌دهد. در فراماسونری، رستاخیز پس از مرگ یعنی به میراث گذاردن بعضی امور مادی و معنوی به انسان‌ها. كسانی كه توانسته‌اند در این زندگی كوتاه و فریبنده نام خود را جاودانه كنند، موفق شده‌اند و با ماندگار ساختن نام خود به دنبال شادمان كردن انسان‌ها و تضمین دنیایی مادی‌تر بودند. هدف آنان بالا بردن انگیزه‌های انسانی بوده است كه بر زندگی انسان‌های زنده مؤثرند... . انسان‌هایی كه طی قرن‌ها ابدیت را می‌طلبند، با اعمال، خدمات و اندیشه‌های خود به آن می‌رسند و... این به زندگی آنان معنا می‌بخشد. چنانچه تولستوی گفت: «در آن هنگام، بهشت همین جا بر روی زمین برپا می‌شود و مردم به بهترین صورت ممكن كامیاب می‌شوند.6
ایشینداغ در مقالة پیشین چنین نوشت:
باوری وجود دارد بر این مبنا كه از دو نیروی سازندة انسان: جسم و روح جسم می‌میرد اما روح باقی می‌ماند و به جهان ارواح می‌رود، در آنجا به حیات خود ادامه می‌دهد و به فرمان خداوند در جسم دیگری حلول می‌كند. این باور با مفاهیم تغییر و تبدیل مورد قبول ما سازگار نیست. نظرات فراماسونری را می‌توان چنین تشریح كرد: پس از مرگ تنها خاطرات و دست‌یافت‌های شما به جای می‌ماند. این نظریة فیلسوفانه و مبتنی بر اصول منطق است. باورهای مذهبی دربارة جاودانگی روح و رستاخیز با اصول منطق سازگار نیستند. ما اصول فكری خود را از نظام‌های فلسفی عقل‌گرا گرفته‌ایم، در نتیجه پاسخ این سؤال را با مفاهیمی متفاوت و نه با مفاهیم مذهبی می‌دهیم.7
انكار رستاخیز و جستجوی جاودانگی اسطوره‌ای است كه مشركان از دیرباز به آن باور داشته‌اند. به گفتة قرآن كریم مشركان به گمان اینكه جاودانه زندگی خواهند كرد برای خود قصرهای باشكوه و محكم بنا می‌كنند. حضرت هود(ع) به قوم عاد هشدار داد و فرمود:
آیا از خدا نمی‌ترسید و پرهیزكاری پیشه نمی‌كنید؟ من [از جانب خداوند] پیامبری امین برای شما هستم. از عدم اطاعت اوامر خداوند بپرهیزید و از من پیروی كنید. من هیچ مزدی در برابر این مأموریت الهی از شما طلب نمی‌كنم، اجر و پاداش من تنها با آفریدگار جهان‌ها و جهانیان است. آیا شما صرفاً از سر هوس و خودنمایی در نقاط مرتفع بناهای یادبود می‌سازید؟ آیا به گمان اینكه جاودانه زندگی خواهید كرد برای خود قصرهای باشكوه و محكم بنا می‌كنید؟ و آیا به روی زیردستان به شیوة ستمگران بی‌رحمانه دست می‌گشایید؟ پس از سرپیچی از اوامر خداوند بپرهیزید و از من پیروی كنید.8
اشتباه آن مردم ملحد ساختن ساختمان‌های فاخر نبود. مسلمانان نیز برای هنر اهمیت قائلند و تلاش می‌كنند دنیا را زیبا كنند. تفاوت در مقصود دو گروه است. مسلمانان تا حدی به هنر علاقه‌مندند كه مفاهیم زیبایی و زیبایی‌شناختی را كه خداوند به انسان‌ها بخشیده القا كند.

تناقض علمی انكار روح
انكار وجود روح و این ادعا كه هوشمندی و شعور از جنس ماده است با علم نیز سازگاری ندارد. برعكس اكتشافات جدید علمی نشان می‌دهند نمی‌توان شعور را تا درجه ماده نزول داد و آن را برحسب كاركردهای مغزی تشریح كرد. امروزه بسیاری از محققان متفق‌النظرند كه هوشیاری و شعور انسان از منبعی ناشناخته و فراتر از اعصاب مغزی و مولكول‌ها و اتم‌های سازنده آن به دست می‌آید.
محققی به نام «وایلدر پنفیلد» پس از سال‌ها تحقیق به این نتیجه رسید كه وجود روح حقیقتی انكارناپذیر است:
پس از سال‌ها تلاش برای توضیح عملكرد ذهن تنها براساس كنش‌های مغزی، به نتیجه‌ای رسیدم كه ساده‌تر (و منطقی‌تر) است. با درنظر گرفتن مغز و ذهن (جسم و روح) و اینكه همیشه نمی‌توان ذهن را براساس فعالیت‌های اعصاب مغز توجیه كرد ... باید بپذیرم كه وجود ما از این دو عنصر اساسی ساخته شده است.9
مغز انسان مانند كامپیوتر فوق‌العاده‌ای است كه اطلاعات را از حواس پنجگانه دریافت و مورد پردازش قرار می‌دهد، اما فاقد ادراك و شعور و دانش به «خود» است؛ یعنی نمی‌تواند درك كند، احساس كند یا به حواس دریافتی خود بیندیشد. «راجر پن‌رز»، فیزیك‌دان برجستة انگلیسی در كتاب خود با عنوان ذهن جدید امپراتور می‌نویسد:
چه چیز به انسان هویت فردی می‌بخشد؟ همان اتم‌هایی كه بدنش را می‌سازند؟ آیا هویت او به انتخاب خاص الكترون‌ها، پروتون‌ها و دیگر ذرات تشكیل‌دهندة اتم‌ها بستگی دارد؟ حداقل دو دلیل برای رد این موضوع وجود دارد. در درجة اول در جسم مادی هر موجود زنده تغییر و تبدیل دائمی وجود دارد. بخش وسیعی از سلول‌های زنده (از جمله سلول‌های مغز) و در واقع تمام بدن از آغاز تولد بارها و بارها جایگزین شده‌اند. دلیل دوم را از فیزیك كوانتوم می‌آورم: ... اگر یك الكترون از جسم انسان را جایگزین الكترونی از آجر كنیم باید كیفیت الكترون جایگزین شده ثابت بماند و تفاوت دو الكترون قابل تشخیص باشد. همین موضوع باید در مورد پروتون‌ها و انواع ذرات اتم‌ها و مولكول‌ها صدق كند. با این حال اگر كل وجود مادی فردی را با ذرات نظیر در آجرخانه‌اش جابه‌جا كنند، ابداً هیچ اتفاقی نمی‌افتد.10
پن‌رز به طور واضح بیان می‌كند اگر همة اتم‌های بدن انسان را با اتم‌های آجر عوض كنند، خصوصیاتی كه انسان را زنده نگه می‌دارد باقی نمی‌مانند. آجر جان نمی‌گیرد. به طور خلاصه آنچه انسان را انسان می‌كند خصوصیات مادی نیست؛ بلكه ویژگی‌های روحانی و نهادی مستقل از مادة این منبع را می‌سازد. پن‌رز در پایان كتاب خود توضیح می‌دهد:
به نظر من شعور چنان بااهمیت است كه نمی‌توانم به سادگی باور كنم «تصادفی» و با محاسبات پیچیده ظاهر شده باشد. هوشیاری پدیده‌ای است كه وجود عینی جهان با آن شناخته می‌شود.11
جواب ماده‌گرایان به این یافته‌ها چیست؟ چگونه می‌توان ادعا كرد انسان با ویژگی‌هایی چون بینش، احساس، افكار، حافظه و حواس، تنها با تركیب اتفاقی اتم‌های بی‌جان به وجود آمده باشد.

ماتریالیسم ماسونی: خدا انگاری ماده
خدا انگاری ماده و انتساب نقش آفرینش به اتم‌های بی‌جان ماده، فلسفه جدیدی نیست. بت‌پرستی از آغازین اعصار تاریخ وجود داشته و ماده‌گرایان، نمونة نوین بت‌پرستان كهن هستند. نوشته‌های ماسونی آشكارا به این امر اعتراف می‌كنند:
برای تولید یك شیء مادی اتم‌ها تركیب خاصی به خود می‌گیرند. روح هر اتم نیروی تولیدكنندة این نظام است. چون روح عامل هوشیاری است، هر شیء هوشمند بوده و به نسبتی از هوشمندی برخوردار است. انسان، حیوان، باكتری و مولكول هر یك به نسبتی هوشمندند.12
این نویسنده همه چیز را هوشمند می‌داند چون از اتم ساخته شده و چون منكر وجود روح انسانی است، انسان را توده‌ای از اتم‌ها می‌داند؛ درست همچون یك حیوان یا مولكول‌های بی‌جان. لكن حقیقت این است: مادة بی‌جان (اتم‌ها) عاری از روح، هوشیاری و هوشمندی است. تنها موجودات زنده هوشیارند، زیرا خداوند به آنها روح عطا نموده است. در میان همة موجودات زنده انسان‌ها از عالی‌ترین درجة شعور بهره‌مندند چون صاحب روحی منحصر به فرد از جانب خداوندند.
این باور ماتریالیستی فراماسون‌ها نمود عقیده‌ای به نام «جاندار پنداری» است كه هر شیء را در طبیعت (كوه، آب، باد و غیره) صاحب روح خاص و هوشیاری می‌پندارد. ارسطو، فیلسوف یونانی این نوع باور را با ماده‌انگاری (عقیده به اینكه ماده خلق نشده و مطلق است) تركیب نمود. این باور به الحاد معاصر مبدل شده است. به عقیدة ماسون‌ها توازن و نظم موجود در نظام عالم نتیجه مادة است. در مقاله‌ای با موضوع «تكامل زمین» می‌خوانیم:
فرسودگی چنان ضعیف صورت می‌گیرد كه می‌توان گفت حالت كنونی زمین در نتیجة هوشمندی پنهان ماگما (مایع درون هسته زمین) پدید آمده است. اگر این‌گونه نبود آب در گودال‌ها انباشته نمی‌شد و تمام زمین را آب فرا می‌گرفت.13
همچنین در مقاله دیگری چنین ادعا شده است:
آغاز حیات بر روی كرة زمین هنگامی بود كه یك سلول به وجود آمد. این سلول بلافاصله به حركت درآمد و بر اثر انگیزشی مؤثر و متمردانه به دو بخش تقسیم شد و این راه را تا بی‌نهایت ادامه داد. اما سلول‌های تقسیم شده قادر به ادراك هدفی برای سرگردانی خود نبودند و گویی به دلیل ترس از این سرگردانی و تحت تسلط نیروی غریزی حفظ بقا، با یكدیگر به فعالیت پرداختند، به هم پیوستند و به صورت هماهنگ، دموكراتیك و فداكارانه به خلق اندام‌های حساس و حیاتی اقدام نمودند.
باور به این عقاید چیزی جز خرافات نیست. مشاهده می‌كنید كه ایشان برای انكار وجود خداوند و نقش او در خلق عالم، خواص مضحكی به اتم‌ها، مولكول‌ها و سلول‌ها نسبت می‌دهند؛ مانند هوش، قوة برنامه‌ریزی، فداكاری و حتی هماهنگی و رفتار دموكراتیك(!).
مفهوم دیگری كه در اصول خرافی و ماتریالیستی فراماسون‌ها مطرح است، اصطلاح «طبیعت مادر» است كه در فیلم‌های مستند، كتاب‌ها، مجلات و حتی آگهی‌های بازرگانی بارها به آن برمی‌خوریم. كاربرد آن برای بیان این عقیده است كه مادة سازنده طبیعت (نیتروژن، اكسیژن، هیدروژن، كربن،  ...) با هوشمندی و به صورت خودبه‌خود انسان‌ها و همة موجودات زنده را خلق نموده. این افسانه نه بر مشاهده استوار است و نه بر منطق. بلكه قصد دارد به كمك تلقین افكار، بر ذهن انسان غلبه یابد و هدف آن به فراموشی سپردن خداوند، خالق حقیقی هستی و بازگشت به الحاد است. فراماسونری تلاش می‌كند این باور را تقویت و منتشر نماید. به همین منظور از قوای اجتماعی هم‌پیمان خود حمایت می‌كند. در مقاله‌ای با عنوان «تفكراتی پیرامون تكامل همبستگی از دیدگاه علمی» می‌خوانیم:
از دیدگاه مادی و تعامل مادة موجودات زنده، همة گیاهان، حیوانات، میكروب‌های مفیدی كه در زمین زندگی می‌كنند و انسان‌ها، هماهنگی اسرارآمیزی دارند. این هماهنگی از سوی طبیعت مادر ترتیب داده شده. آنها پیوسته درگیر نوعی همكاری و انسجام مؤثر هستند. بار دیگر تصریح می‌كنم فراماسونری هر نوع جنبش روان‌شناسی  ـ اجتماعی را كه به رفاه، صلح، امنیت و شادی و به طور خلاصه هر نوع جنبشی كه در طریق اومانیسم و اتحاد جهانی بشر گام بردارد، عامل پیش‌برد آرمان‌های خود می‌داند و از آن حمایت می‌كند.15
مهم‌ترین نیروی پیش برنده آرمان‌های فراماسونری نظریة تكامل است كه حامی نوین ماتریالیسم و اومانیسم به شمار می‌رود. در قسمت آینده نگاه دقیق‌تری به نظریة تكامل از زمان داروین تا عصر حاضر می‌اندازیم و به ارتباط پنهان فراماسونری و این بزرگ‌ترین اشتباه علمی، پی می‌بریم.


How do you get taller in a day?
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:16 ب.ظ
I'm gone to convey my little brother, that he should also pay a visit this
website on regular basis to obtain updated from hottest information.
What causes painful Achilles tendon?
شنبه 14 مرداد 1396 04:03 ق.ظ
If you wish for to obtain a great deal from this paragraph then you have to apply these strategies to your won weblog.
Hudson
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:21 ب.ظ
Quality posts is the main to invite the viewers to visit the web site,
that's what this web page is providing.
hep c foot pain
دوشنبه 12 تیر 1396 05:37 ق.ظ
Hi there, You've performed a great job. I'll certainly digg it and personally suggest to my friends.
I'm confident they'll be benefited from this site.
vitamin e and foot pain
چهارشنبه 7 تیر 1396 07:48 ب.ظ
Hello my friend! I want to say that this post is
amazing, great written and come with approximately all important infos.
I'd like to look more posts like this.
std testing near me
دوشنبه 5 تیر 1396 03:21 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که
ظاهر شدن مناسب اصل آیا واقعا نشستن بسیار خوب با من پس از
برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما در
واقع قادر به من مؤمن اما تنها برای بسیار
در حالی که کوتاه. من با این حال کردم مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک ممکن است را
سادگی به کمک پر همه کسانی شکاف. که شما که می توانید انجام
من را مطمئنا تا پایان در گم.
Thao
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 10:47 ب.ظ
Howdy! This is my 1st comment here so I just wanted to
give a quick shout out and say I really enjoy reading through
your blog posts. Can you suggest any other blogs/websites/forums that cover the same topics?
Thanks a lot!
tawandanokes.hatenablog.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 04:17 ب.ظ
Hi, Neat post. There is an issue along with your website in internet explorer, would check this?
IE still is the market chief and a huge portion of people will miss your magnificent writing because of this problem.
BHW
جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:44 ق.ظ
Awesome post.
BHW
یکشنبه 20 فروردین 1396 10:38 ب.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging
on blogs I stumbleupon every day. It will always be helpful to read through articles from other authors and practice something from other web sites.
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 05:39 ب.ظ
خیلی خوب بود من که خوشم اومد افرین
aaaaaaaaaaaaaaaa
دوشنبه 26 دی 1390 04:04 ب.ظ
مطالب شما بسیار بسیار ناقص بوده وهدف و اصل چیز های فراماسونری را نگفته اید
سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 05:17 ب.ظ
اگر تمامی قوای خود را جمع آوری كنید مگسی بیش نیستید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر